وای به حال مردمی که کتاب نمی‌خوانند…

آیا شهر کهن و پر جمعیت شهریار، سزاوار داشتن یک کتابخانه عمومی در خور مردم این شهر نیست!

شهر تاریخی و پرافتخار شهریار یکی از نخستین شهرهایی در کشور است که دارای کتابخانه عمومی بوده است. در سال ۱۳۴۷ با همت یکی از خیرین نیک‌اندیش شهریاری و با وقف ملکی در محل چهارراه مخابرات کنونی، نخستین کتابخانه عمومی این شهر بنیان نهاده شد. این کتابخانه تا سال ۱۳۸۱ به فعالیت خود در همان مکان ادامه داد و مأمن بسیاری از دانش‌جویان، محققان، نوجوانان و علاقه‌مندان به کتاب و دانش بود.
اما متأسفانه از سال ۱۳۸۱، با بازپس‌گیری ملک مذکور توسط مالکان، کتابخانه به مکانی استیجاری در زیرزمین یک ساختمان مسکونی در میدان معلم انتقال یافت. شرایط نامناسب فیزیکی این مکان، هیچ تناسبی با شأن و جایگاه یک مرکز فرهنگی نداشت.
در سال ۱۳۹۹ بار دیگر مالک جدید ملک، ملک خود را از نهاد کتابخانه‌ها مطالبه کرد. براساس توافقات پیشین میان شهرداری و نهاد کتابخانه‌ها، قرار بر آن شد که کتابخانه به ساختمان فرهنگسرای کرشته (روبروی امامزاده هادی) منتقل گردد. در پی این تصمیم، کتاب‌ها جمع‌آوری و به محل جدید انتقال یافتند، اما متأسفانه این انتقال هیچ‌گاه کامل نشد؛ کارتن‌های کتاب‌ها همچنان بسته باقی ماندند و در قفسه‌ها چیده نشدند!
با وجود گذشت سال‌ها از این جابه‌جایی، هنوز هم شهرداری و شورای شهر شهریار به‌جای حل مسئله و گشایش کتابخانه، با ایجاد موانع اداری و اجرایی، مانع از بهره‌برداری از فضای موجود شده‌اند.
اکنون سوال اساسی از مسئولان شهری این است:
چگونه شهری با درآمد قابل توجه از عوارض نوسازی، صدور پروانه‌های ساخت و دیگر منابع، توان ایجاد یک کتابخانه مجهز و مناسب را ندارد؟
در شهری که صدها سفره‌خانه، قهوه‌خانه و مراکز غیررسمی سرگرمی با مجوزهای شهرداری فعالند، چرا حتی یک فضای ۵۰۰ متری به‌عنوان سالن مطالعه یا کتابخانه اختصاص نیافته است؟ مگر نه اینکه طبق قانون، شهرداری‌ها موظف‌اند سالانه نیم درصد از بودجه خود را به توسعه و حمایت از کتابخانه‌های عمومی اختصاص دهند؟
چگونه است که در یک شهر چندصدهزار نفری همچون شهریار، که روزگاری پیشگام فرهنگ و کتاب‌خوانی بود، امروز حتی یک کتابخانه استاندارد وجود ندارد؟ دانش‌آموزان، دانشجویان و اهل مطالعه از محلات مختلفی چون وائین، خادم‌آباد و دیگر مناطق اطراف، با امید به کتابخانه شهریار می‌آیند، اما دست خالی بازمی‌گردند.
کتابخانه فرهنگسرای استاد شهریار نیز نه از نظر مخزن کتاب‌ها پاسخگوی نیاز مردم است و نه از نظر امکانات رفاهی و سالن مطالعه استاندارد. جای تأسف است که جوانان و محققان شهریار ناچارند برای استفاده از کتابخانه به شهرهای اطراف همچون اندیشه مراجعه کنند؛ در حالی که شهر اندیشه، سال‌ها پس از شهریار شکل گرفته و توسعه یافته است.
تماس‌های مکرر با نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور نیز تاکنون نتیجه‌ای در پی نداشته و پاسخی روشن به مطالبه شهروندان داده نشده است.
ما از شهرداری شهریار، شورای اسلامی شهر و نهاد کتابخانه‌های عمومی می‌پرسیم:
چه زمانی قرار است برای خواسته‌ی برحق مردم، اقدامی درخور صورت گیرد؟ چه پاسخی برای قشر فرهیخته، دانش‌پژوه و آینده‌ساز این شهر دارید؟
شهریار سزاوار یک کتابخانه مدرن و مجهز است. بی‌توجهی به کتابخانه‌ها یعنی بی‌توجهی به آینده‌ی فرهنگی، اجتماعی و علمی یک شهر. بی‌توجهی به کتاب یعنی تقویت نادانی، بی‌تفاوتی و افول خرد جمعی.
ما مردم شهریار خواستار اقدامی فوری، شفاف و مسئولانه برای تأسیس و تجهیز کتابخانه‌ای در شأن این شهر هستیم.