ضرورت تصویب «طرح ساماندهی و منع فعالیتهای بلاگری مقامات و مسئولان در فضای مجازی»
✍️سید محمد خامسی
بیان مسئله
در نظام اداری ایران طی سالهای اخیر برخی مدیران و مقامات از جایگاه رسمی خود برای برندسازی شخصی در شبکههای اجتماعی بهره میبرند. این روند موجب آمیختگی مرز میان جایگاه حقوقی و شخصیت حقیقی شده و نوعی شخصیسازی قدرت و اطلاعرسانی گزینشی را در پی داشته است.
از آنجا که رفتار رسمی و فردی مسئولان در افکار عمومی به نهاد حاکمیتی تعمیم داده میشود، تداوم این وضعیت تهدیدی برای اقتدار نهادی، شفافیت واقعی و سرمایهی اجتماعی حکومت محسوب میگردد.
مقایسه تطبیقی
در دموکراسیهای توسعهیافته، سیاستمداران از شبکههای اجتماعی صرفاً برای اطلاعرسانی رسمی و شفافیت نهادی استفاده میکنند. حسابهای آنان، تحت مدیریت تیمهای حرفهای روابط عمومی است و محتوا منعکسکنندهی سیاستها و مواضع دولت است، نه شخصیت فردی.
در واقع بین حساب شخصی و حساب رسمی آنها تمایز وجود دارد
حساب شخصی صرفا جهت انتشار بخش شخصی زندگی و بخش رسمی که تحت مدیریت حرفه ای در سازمان است منتشر کننده وقایع رسمی است.
در مقابل، در ایران شاهد بلاگری نمایشی مسئولان هستیم؛ با هدف جلب توجه، ساخت پرسونای مردمی، تولید محتوای احساسی و نمایش پوپولیستی اقدامات بی اثر! . چنین رفتاری در نظامهای سیاسی پیشرفته _غیرحرفهای و ناپذیرفتنی_ تلقی میشود، زیرا شأن حکمرانی را با سرگرمی و خودنمایی درآمیخته و کارکرد رسانههای رسمی را مختل میکند.
تفاوت اصلی در هدف است: در آن کشورها، رسانه ابزاری برای تقویت نهاد دولت است؛ در ایران، وسیلهای برای تقویت فرد در درون دولت.
آسیبشناسی پدیده مسئول-بلاگر
1. سطحیسازی حکمرانی:تمرکز مدیر از تصمیمگیری کارشناسی به تولید محتوای عوامپسند انتقال مییابد؛ پیچیدگی سیاستگذاری در قالب پست مجازی تقلیل میشود.
2. فرسایش منزلت نهادی:رفتار نمایشی مقامات باعث فروکاست اقتدار نهاد دولت به سطح محتوای چیپ عوام فریبانه عمومی میشود.
3. رشد پوپولیسم و حذف معیارهای تخصصی: سنجش موفقیت از خروجی واقعی به واکنش مجازی تغییر میکند؛ مدیران پرسروصدا جای مدیران متخصص را میگیرند.
4. سوءاستفاده از منابع عمومی:امکانات اداری، زمان کاری و اطلاعات دولتی به خدمت برندسازی شخصی درمیآید؛ مصداق تعارض منافع.
5. شفافیت نمایشی و کاهش پاسخگویی: افکار عمومی با «روایت خودساخته» مسئول فریب میخورد و پاسخگویی واقعی در برابر نهادهای نظارتی تضعیف میشود.
6. خطرات امنیتی و اطلاعاتی: نمایش پشتصحنه جلسات یا پروژههای حساس میتواند به درز اطلاعات طبقهبندیشده منجر شود.
راهکارها و پیشنهاد سیاستی
1. تصویب طرح ساماندهی و منع بلاگری مسئولان با تعریف دقیق مرز میان اطلاعرسانی سازمانی و فعالیت فردی.
2. الزام مقامات به استفاده از حسابهای رسمی نهاد متبوع و ممنوعیت استفاده تبلیغاتی از حسابهای شخصی در دوره مسئولیت.
3. تدوین آییننامه اخلاق رسانهای مدیران دولتی
4. آموزش سواد رسانهای اداری و رفتار حرفهای در فضای مجازی برای مدیران و روابط عمومیها.
5. نظارت قانونی بر هزینه، محتوا و مخاطبسازی صفحات رسمی با تأکید بر اصل شفافیت و منع تعارض منافع.
جمعبندی
پدیده مسئول-بلاگر محصول ضعف مرز میان «جایگاه حاکمیتی» و «پرسونای فردی» است.
تصویب طرح «ساماندهی و منع فعالیت بلاگری مقامات» اقدامی ضروری برای پیشگیری از پوپولیسم دیجیتال، حفظ شأن دولت و بازسازی اعتماد عمومی است.
حکمرانی مدرن نیازمند تمرکز، تخصص و وقار نهادی است؛ نه هیاهوی تبلیغاتی و خودنمایی رسانهای.






















ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0