ارتش تک نفره پزشکیان؛ چرا کارگزاران از سیاست‌ های دولت دفاع نمی‌کند؟

شهریارنگار | اما این روزها در برابر موج نقدها و هجمه‌ها علیه مسعود پزشکیان، آنچه از بدنه مدیریتی دولت دیده می‌شود چیزی جز انفعال و سکوتِ ملموس نیست.

در اصول حکمرانی و مدیریت اجرایی، مسئولیت‌پذیریِ همگانی اصلِ بنیادین یک کابینه است؛ یعنی از وزیر و استاندارش گرفته تا فرماندار و بخشدار، همگی علاوه بر اجرای مصوبات، باید پشت تصمیمات دولت بایستند و از آن دفاع کنند.

اما این روزها در برابر موج نقدها و هجمه‌ها علیه مسعود پزشکیان، آنچه از بدنه مدیریتی دولت دیده می‌شود چیزی جز انفعال و سکوتِ ملموس نیست.

اگر رفتار این بدنه اجرایی را زیر ذره‌بین بگذاریم، دلایل این عقب‌نشینی را می‌توان در چند نقطه کلیدی جست‌وجو کرد:
شکاف اعتقادی زیر چتر وفاق:

فرمول «وفاق ملی» اگرچه برای جلب رضایت جناح‌های مختلف و عبور از سد رای اعتماد جواب داد، اما در عمل به کابینه‌ای ناهمگن انجامید. مدیرانی که در دل به راهبردها و گفتمان رئیس‌جمهور باور ندارند، طبیعی است که در روزهای سخت و بحرانی سپر بلای دولت نشوند.

محافظه‌کاری و نگران آینده بودن: نگاه برخی مدیران به پست و مقام، صرفاً گزینه‌ای برای کارنامه مدیریتی است نه یک مأموریت ملی. این افراد برای اینکه آینده سیاسی‌شان به خطر نیفتد و پل‌های پشت سرشان خراب نشود، ترجیح می‌دهند بی‌طرف بمانند و خود را درگیر هزینه‌های دفاع از دولت نکنند.

انحصار رسانه‌ای و نبود پاسخگویی: وقتی وزرا و مدیران استانی و شهرستانی بار اقناع افکار عمومی را کلاً روی دوش شخص رئیس‌جمهور می‌اندازند و تنها در پی نمایش اقدامات خود هستند ، دولت در موقعیت «تنهایی رسانه‌ای» قرار می‌گیرد و فضای نقد به یک‌باره بی‌دفاع می‌ماند.

تاوان انفعال در بدنه اجرایی: ماندن افرادی که اعتقادی به مسیر دولت ندارند یا از هزینه دادن فرار می‌کنند، فقط یک انفعال ساده نیست؛ نتیجه مستقیمی که دارد کند شدن چرخ اجرایی کشور، زائل شدن مصوبات و در نهایت ضربه به سرمایه اجتماعی دولت است.

کلام آخر
هیچ دولتی بدون بدنه اجراییِ شجاع، همسو و پاسخگو نمی‌تواند برنامه‌هایش را پیش ببرد. اگر مسعود پزشکیان در انتصاباتش—به‌ویژه در سطوح میانی و استانی و شهرستانی—تجزیه و تحلیل مجددی نداشته باشد و تعهد واقعی به راهبردها و گفتمانی که مردم را پای صندوق آورد و را ملاک قرار ندهد، بیشترین آسیب را اعتبار وعده‌هایی خواهد دید که به مردم داده است.

مادامی که خوانش غلط از مفاهیم، دوری از بدنه اجتماعی و فرار از رفتار تشکیلاتی جریان داشته باشد نمی‌توان چندان امیدی به موفقیت دولت داشت.