میراث مدیران نامیرا

میراث مدیران نامیرا

میراث مدیران نامیرا

اسد الله محسنی

طی روزهای گذشته جریان اعتراضات پنهان به مدیریت مجمع امور صنفی شهریار صورت آشکارتری به خود گرفته و جمعی از کسبه در مقابل ساختمان مجمع تجمع نمودند و شعارهایی نیز سر دادند. به نظر می رسد علت این اعتراضات که در رسانه های خارجی نیز انعکاس یافته بود بر پایه نمایشگاعه بهاره یا عرصه ی مستقیم کالا است.

اگرچه ابعاد اعتراض مسکور ممکن است متنوع باشد، به نظر ایجاد ترافیک یا عدم مدیریت مناسب در اداره نمایشگاه و  روی دیگر سکه ی اعتراضات به موضوعی باز می گردد که دارای مدیریت قدرت شناسی بوده و می توان با رویکردی علمی از منظر جریان شناسی به آن پرداخت .

سوال اصل این نوشته علت یا علل بروز چنین پدیده ای در شهرستان است و یادآوری این نکته که تا کنون سابقه نداشته در حوزه اصناف جریان مخالفت با مدیریت مجموع صنفی منجر به تحرکات خیابانی ، شعاردهی و انواع فعل و انفعالات پنهان به آشکارعلیه آن باشد .

در ادبیات سیاسی ، گزاره مشهوری رایج است که می گوید : قدرت فساد می آورد و قدرت مطلق فساد مطلق.اشاره این مطلب به موضوع رابطه فساد و قدرت در جبهه های مختلف قابلیت  تسری دارد . از سوی دیگر قدرت در هر حوزه و به هر میزانی به همان مقدار فساد آور خواهد بود مگر مهاری برای آن وجود داشته باشد. مهار نمودن قدرت با قانون و ایجاد محدودیت برای آن مهم ترین عامل پیشگیری از فساد می باشد در این ارتباط رویکرد دیگری نیز مورد بررسی  قرار گرفته است که از آن به عنوان قدرت – زمان یاد می شود . قدرت و زمان دوبال وسوسه انگیز برای هر انسانی هست که در مواجه آن به حدی مقهور مسحورآن می شود که به ندرت حاضر است از آن رویگردانیده مگر آن که جبر زمانه این دوبال را از هم شکسته و صاحب آن را به زیر بکشد . بال اول که همان قدرت است زمانی شیرین تر شده و به اوج می رسد که بال دوم یعنی عامل زمان هم به آن پیوند خورد و دارنده قدرت علاوه بر تلاش برای منظور بسط آن حریصانه در صدد ابری نمودن قدرت خود بر می آید . در این حالت است که هرچه مدت زمان بیشتری از قدرت گیری و قدرت مداری فرد می گذرد دلبستگی و علائقه او شدیدتر شده و در این راستا است که حوزه تحت نفوذ فرد به عنوان چالش ها و تضار ها مبتلا خواهد شد .

در طول دوران بعد از انقلاب شاهد ظهور مدیران بوده ایم که در برخی حوزه های اداری و غیر اداری سالها در مسند قدرت دوام یافته اما در پایان کار و پس از گذشت سالها به واسطه تضاد های درونی ایجاد شده، فرد به صورت نامناسبی از اریکه قدرت پایین آمده و مهم تر از آن به واسطه رشد و ظهور چالشها و تضاد های پنهان که در طول مدیریت دراز مدت فرد پدید آمده ، سیستم را نیز دچار مشکلات متعددی مینماید .

خوانندگان آگاه به امور شهریار شاید با اندک تاملی روبه گذشته و نه چندان دور شهریار بتوانند نمونه هایی از این الگوی نامناسب را بازنشانی کند. به طور نمونه تلاش نمایده سابق شهریار برای حضور در انتخابات مجلس برای بار سوم تجربه جدیدی مورد توجه سایر مدیران نیز قرار  گیرد . در همین شهرستان در یکی دیگر از حوزه های غیر اداری و در نهادی مردمی اما با کارکرد بورکراتیک و اداری ، مدیری پس از قریب به سی سال خدمت برکنار میشود و پس از آن است که سیستم مورد نظر به گونه ای دچار تحولات و تغییرات میگردد که چالشها و تضاد های مختلفی در آن نمود یافته و بسیاری از دست اندرد کاران آن از وضعیت موجود رضایت نداشته و احتمال فروپاشی آن را مطرح مینمایند.

در دیگر حوزه های نیز هم اکنون شاهد همین استمرار مدیریتی کلنگی هستیم که افراد سالها در این مستند حاضر بوده و افکار عمومی ممکن است در بزنگاه های مختلف عکس العمل های شدیدی از خود نشان دهد شناسایی اینگونه مدیران در حوزه شهرستان را به خود خوانندگان وا میگذاریم.

این الگو قدرت – زمان در ارتباط با مجمع نیز صادق است هرچند شاید استمرار مدیریت واحد در مجمع امور صنفی از قدرت زمانی خیلی زیادی برخوردار نباشد اما به حدی بوده که نیروهای ضد خود را تولید کرده و در نهایت منجر به جابه جایی مدیریتی آن توام با رخ داد ها و حوادث متعدد در درون سیستم های دولتی و صنفی گردد. (اشاره به انتخابات گذشته و فرماندار اسبق) به قول کارماکست فیلسوف آلمانی هرتزی چیره شده و سنتز جدیدی پدید می آوردکه این فرمول در مورد مسائل مجمع امور صنفی نیز کاملا صادق است.

هرچند مساله چالش برانگیز ترین مولفه در اذهان مردم است اما روند تحولات و مشکلات متعدد در بسیاری از حوزه ها ناشی از همان الگوی مدیریت های مستمر – یا الگوی قدرت – زمان است که از نظر نگارنده در این شهرستان حداقل در چند بخش دولتی و غیر دولتی و همچنین در شهرداری ها قابل مطالعه و بررسی است. مجمع امور صنفی مانند یکی دیگر از نمادهای همین شهرستان که دچار مشکلات فراوان پس از تغییر مدیریت سی ساله آن شده منجر به مدیریت واحد حدود بیست ساله را داشته که بعد از آن ظهور مدیر جدید دچار تضاد ها و مشکلات فراوان شد و چه بسا نهاد های دیگری هم باشد که با همین الگو منتظر حوادث جدیدی هستند الگوی مدیرت های مستمر پایان ناپذیر در سطح ملی نیز نمود بارزی داشته که همان ظهور دولت احمدی نژاد و مقابله واگیر و انتقامی با مدیران دوران سازندگی(……) بود که مورد توجه بخش زیادی از جامعه جوان نیز قرار گرفت و چرخه مدیران چرخ فلکی را در ایران بهم زد.

بسیار عاقلانه است که مدیران فعلی شهرستان که در زمره مدیران پایان ناپذیر یا چرخ فلکی هستند نگاهی به تحولات و حوادث مربوط به مدیران قبل پایان ناپذیر در همین منطقه نموده و به همین موضوع واقف باشد که در اوج خروج نماید هیچ تضمینی برای پایان خوش مدیران پایان ناپذیر که مانع از چرخش نخبگان شده و خود را مدیر  مادام لعمر میدانند وجود ندارد.

العاقل به اشاره

مدیران نامیرا