متکدیان ، میهمانان نا خوانده ای که عزم رفتن ندارند

متکدیان ، میهمانان نا خوانده ای که عزم رفتن ندارند

تکدی گری؛ معضلی که به وجودش در جامعه عادت کرده ایم

آرزو النچری-شهریار نگار

کمتر کسی را می توان یافت که تا به حال در مسیر رفت و آمد خود در سطح شهر به متکدیان متعدد برخورد نکرده باشد. افرادی که در اکثر پیاده روهای شلوغ شهر و بر سر چهارراه ها به گدایی مشغول اند. کمتر کسی را می توان یافت که با دیدن این افراد با ظاهری کثیف و نابسامان در لباس های مندرس دلش به درد نیامده باشد. کمتر کسی با دیدن کودکان معصوم در آن شرایط اسف بار غمگین نشده و دلش به حال آن ها نسوخته است.

این دل های رحیم و پر عاطفه عموماً صاحب خود را به کمک به فرد متکدی وا می دارند و این کمک ها اغلب از نوع نقدی است. با شرمساری از اینکه کمک قابل توجهی نکرده ایم، مبلغ اندکی را به متکدیان می پردازیم بدون توجه به اینکه یک متکدی روزانه چه تعداد کمک ناچیز دریافت می کند و جمع کل این مبالغ اندک چقدر می شود. در بسیاری موارد، درآمد ماهانه فردی که سر چهاراه محله شما گدایی می کند، چندین برابر حقوق و درآمد ماهانه شما است.

علت پیدایش و گسترش پدیده تکدی گری چیست؟

شایع ترین پاسخ به این سؤال، وجود فقر اقتصادی است. اما، اشتباه نکنیم و بدانیم که بسیاری از نیازمندان واقعی به جهت حفظ آبروی خود، حاضر به گدایی از دیگران نیستند. بر فرض وجود نیاز واقعی و فقر حقیقی در متکدیان، این شیوه دلسوزی شهروندان و کمک های نقدی به آنان علاج واقعی ماجرا نیست.

تا به حال به این فکر کرده اید که چرا تعداد متکدیان پاکستانی که عموماً هم نقص عضو دارند، در سطح شهر روز به روز افزایش می یابد؟ ایا علت این نیست که شهر ما منبع درآمد خوبی برای آنان می باشد؟ ایا رفتارهای بی حساب و کتاب و از سر دلسوزی ما با متکدیان به ظاهر فقیر، منجر به ایجاد چنین چهره ای در فضای شهری نشده؟

حال چه باید کرد؟

یک طرف ماجرا بر می گردد به شهرداری های شهرستان شهریار که مسئول رسیدگی به وضعیت شهر و نابسامانی های آن می باشند و موظفند بررای شهروندان خود شهری شاداب، با چهره ای زیبا و جذاب بسازند. اگر چه، هر چند وقت یک بار شاهد جمع آوری متکدیان از سطح شهر هستیم، اما بعد از مدتی دوباره وضع شهر به حالت قبلی باز می گردد و این نشان می دهد که شهرداری ها نتوانسته اند در درمان قطعی این معضل اجتماعی و کمک به نیازمندان حقیقی گامی بردارند.در واقع با جمع آوری متکدیان فقط صورت مسئله برای مدت کوتاهی پاک میشود و این دمل چرکی مجددا بعد از چند روز سر باز میکند، آنهم بدتراز قبل…

شاید بهتر باشد به جای پاک کردن صورت مسئله،ابتدا مطالعه علمی صورت گرفته و سپس از طریق فرهنگ سازی و بسترهای مناسب، ریشه این معضل اجتماعی برای همیشه خشکانده شود.

اما طرف دیگر ماجرا، ما شهروندان هستیم که با واکنش های دلسوزانه خود نسبت به متکدیان، باعث تبدیل شهرمان به بازار کاری قوی و جذاب برای متکدیان شده ایم. فکر می کنید اگر در شهر درآمدی برای متکدیان وجود نداشته باشد، تا چه مدت حاضرند به فعالیت خود ادامه دهند؟ اگر درآمدی نداشته باشند، آیا باز هم حاضر به ماندن در این شهر، در این شهرستان، در این استان و در این کشور هستند؟

اگر نهاد مسئول، بنا به هر دلیلی نتوانسته این معضل شهری را حل کند، ما شهروندان می توانیم به سهم خود باعث بهبود این معضل اجتماعی شده و سلامتی را به چهره شهرمان باز گردانیم؛ و در گام بعد، به فکر کمک های واقعی و پایدار و البته از روش صحیح آن به نیازمندان واقعی باشیم. شاید همسایه دیوار به دیوار ما نیازمندتر از کسی است که سر چهارراه محله مان گدایی می کند.

متکدیان